تبلیغات
ذاکرالحسین(ع) کربلایی مهرداد امیری - ناصرالدین شاه رحمت الله علیه
مادرم گفت به من اشک تو از شیر من است/من تو را گریه کنه شاه دو عالم کردم

در جواب یکی از کاربران بزرگوار :

از قدیم گفته اند : تو که عیبش گفتی ٬ هنرش نیز بگو........

حرف بزرگی که کمتر به آن اهمیت میدهیم. اگر آویزهء گوشمان میشد

حال و روزمان بعضی الان بود.....

یاد گرفته ایم فقط معایب را ببینیم در حالی که خودمان سراسر عیبیم.

اصولا آدمهایی که پر از عیب هستند فقط عیب بقیه را میبینند و بیان

میکنند. در حالی که این خلاف سیرهء اهلبیت علیهم السلام است.

 در منطق شیعه بزرگترین عیب و گناه نابخشودنی آنست که مقابل

 امام معصوم علیه السلام بایستی و او را برحق ندانی. که این عیب هم

کفرست و هم شرک جلی و عظیم. بگذریم که این رشته سر دراز دارد......

 

میخواهم از کسی سخن بگویم که در مسند سلطنت ارادتی خاص

به اهلبیت علیهم السلام دارد و شاید همین راز دوام سلطنت ۵۰سالهء

او باشد.

کسی که بیشتر او را به عنوان حاکمی ظالم و... میشناسند .

ناصرالدین شاه قاجار را میگویم.

کسی که فقط عیوبش را شنیده ایم. ولی سخن من از هنرهای

بی نظیر اوست...

وجود مقدس قرآن ناطق٬امام صادق علیه السلام در حدیثی مفصل

راجع به شیعیانی که فاسق هستند فرمودند:

از عملشان برائت بجویید نه از خودشان.... 

ناصرالدین شاه قاجار  رحمة الله علیه ارادتی خاص به اهلبیت مخصوصا

حضرت سیدالشهداء علیه السلام داشت.

در ایام محرم سبیلها را آویزان و هیبت عزا میگرفت.

در زمان او اکثر اماکن مقدسه به زیباترین و باشکوهترین نحو ممکن

بازسازی و مرمت شد.

نام او را میتوانید در ایوانهای طلای  نجف و کربلا و کاظمین و سامرا

و مشهد نظاره کرد.

بارها به زیارت عتبات عالیات آن هم در آن زمان مبادرت ورزید.

در ایام محرم اهمیت خاصی به تعزیه ها و  روضه ها میداد.

در زمان او کتابهای بسیاری راجع به روایات و فصائل و مناقب و مصائب

آل الله علیهم السلام بازنویسی و ترجمه و تالیف و انتشار داده شد.

ناصرالدین شاه اهمیت خاصی برای مرجعیت شیعه قائل بود که نمونهء

آن را میتوانید در عکس العمل او نسبت به تحریم فتوای تنباکو توسط

میرزای شیرازی رحمة الله علیه جستجو کنید.

 

در احوالات ناصرالدین شاه رحمة الله علیه :

در حین ورود به کربلا بعد از غسل زیارت ابتداء به حرم  سقای

لب تشنگان آقاابوالفضل العباس علیه السلام مشرف شد .

 
اطرافیان جسارتاٌ بعرض رساندند که معمولاٌ تشرف بحرم حسینی را
 
مقدم میدارند در جواب فرمود : این دستگاه سلطنت است و با اصول
 
آن من آشناتر از شما هستم. کسی که بخواهد بحضور شاهنشاه برود ،
 
اول باید نخست وزیر دربار را دیده و استجازه نماید.

 

نقل میکنند  ناصرالدین شاه قاجار به کربلا مشرف شد.قبل از وارد شدن

به حرم مطهر حسینی به صدر اعظمش گفت:یک روضه خوان خوبی پیدا

کن تا من گریه کنم.

صدر اعظم طبق دستور رفت چندتا از بهترین روضه خوانهای کربلا را آورد.

هر چه روضه خوانها خواندند شاه ابدا گریه اش نگرفت!صدر اعظم ترسید،

به علمای کربلا گفت اگر شاه به گریه نیفتد کار خراب میشود.رفتند

روضه خوان گمنامی  آوردند.روضه خوان،  سیدی پیر اما خبره وکاردان

به نام سید حبیب بود به صدر اعظم گفت: من شاه را میگریانم.

به مجرد اینکه نزدیک شاه رسید خطاب به قبر امام حسین علیه السلام 

عرض کرد:

یا حسین تو در وسط میدان کربلا،آن وقت که یکه و تنها شدی

هی داد می زدی "هل من ناصر"حالا این ناصر آمده،اما حیف که دیر آمده!

شاه همین که این را شنید به اندازه ای گریه کرد که صدراعظم ترسید

برای شاه اتفاقی بیفتد.به روضه خوان گفت:بس است دیگر نخوان.

ناصر الدین شاه بعد از این صحنه که به حال عادی خود بازگشت،

با سوز و گداز این رباعی را به حضرت امام حسین(ع) عرض کرد:

گر دعوت دوست می شنودم آن روز      
 
من گوی مراد می ربودم آن روز
 
آن روز که بود روز هل من ناصر 
 
ای کاش که ( ناصر) تو بودم آن روز


 

او اشعار زیادی در مدح و مرثیهء اهلبیت علیهم السلام دارد.

که معروفترین آن شعریست که اکثرا شنیده اید : 

 

عشق بازی کار هر  شیاد  نیست 
     
  این شکار، دام هر صیاد نیست
 
عاشقی را قابلیت لازم است 
            
 طالب حق را حقیقت لازم است
  
عشق ، از معشوق اول سر زند  
        
 تا به عاشق ، جلوه دیگر کند
 
تا به حدی که برد هستی از او    
 
   سر زند صد شورش و مستی از او
 
شاهد این مدعی خواهی اگر 
        
 بر حسین علیه السلام و حالت او کن نظر
 
 
 
روز عاشورا در آن میدان عشق
          
 کرد رو را جانب سلطان عشق
 
بارالها این سرم این پیکرم 
             
   این علمدار رشید، این اکبرم علیه السلام
 
این سکینه، این رقیه، این رباب سلام الله علیهما اجمعین
 
   این عروس دست وپا خون در خضاب
 
این من و این ساربان، این شمر دون  
 
  این تن عریان میان خاک و خون
 
این من و این ذکر یارب یاربم 
        
    این من و این ناله های زینبم  سلام الله علیها
 
*******
پس خطاب آمد زحق کی شاه عشق  
 
     ای حسین علیه السلام  ای  یکه تاز راه عشق
 
گر تو بر من عاشقی ای محترم   
 
 پرده برکش من به تو عاشقترم
 
غم مخور که من خریدار توام 
     
 مشتری بر جنس بازار توام
 
هر چه بودت داده ای در راه ما
 
 مرحبا صد مرحبا خودهم بیا
  
خود بیا که می کشم من ناز تو 
  
  عرش و فرشم جمله پا انداز تو

 
لیک خود تنها در بزم یار 
            
  خود بیا و اصغرت علیه السلام را هم بیار
 
خوش بود در بزم یاران بلبلی
      
 خاصه در منقار اوبرگ گلی
 
خود تو بلبل ، گل؛ علی اصغرت علیه السلام
   
 زودتر بشتاب سوی داورت
 
 
 
 
و نمونهء دیگر آن شعر زیباییست راجع به شاهزاده علی اکبر علیه السلام:
 

خرم دلی که منبع انهار کوثر است

کوثر کجا ز دیده پر اشک بهتر است

نام حسین علیه السلام و کرببلا هر دو دلرباست

نام علی اکبر علیه السلام از آن دلرباتر است

رفتم به کربلا به سر قبر هر شهید

دیدم که تربت شهدا مشک و عنبر است

هر یک شهید مرقدشان چهار گوشه داشت

شش گوشه یک ضریح در آن هفت کشور است

پرسیدم از کسی سببش را به گریه گفت

پائین پای قبر حسین علیه السلام قبر اکبر علیه السلام است

پائین پای قبر علی اکبر جوان علیه السلام

 

هفتاد و یک شهید چو خورشید انور است

برسمت راست مرقد یک پیر جلوه کرد

در گوشه رواق که نزد یکی در است

پرسیدم از مخادم آن کاین مزار کیست؟

گفتا حبیب علیه السلام نور دوچشم مظاهر است

در جنب نهر علقمه دیدم یکی شهید

گفتم چرا جدا ز شهیدان دیگر است؟

گفتا خموش دار که عباس نامدار  علیه السلام

 

منظور او ادب به جناب برادر است

رفتم به خیمه گاه و شنیدم بگوش دل

آنجا فغان زینب  علیها السلامو کلثوم اطهر علیها السلام است

رفتم به سوی خیمه بیمار کربلا

دیدم که با دوصد غم و محنت برابر است

وارد شدم به حجله داماد کربلا

دیدم عروس قاسم  علیه السلام دستش ز خون تر است

رفتم ز کربلا به سر تربت علی  علیه السلام

دیدم که بارگاه علی علیه السلام عرش اکبر است

وارد شدم به صحن و سرایش بصد امید

دیدم که چلچراغ علی علیه السلام سرو کوثر است

برگشتم از رواق شدم وارد حرم

دیدم که چشم نوح نبی جای حیدر علیه السلام  است

پر نور چشم نوح نبی از علی علیه السلام بود

این نکته هم ز کاتب از خاک کمتر است

شاها تویی که (ناصردین) باد چاکرت

منظور او به اذن جناب مطهر است

(ناصر) چو بر نجف برسید و بگریه گفت

هر صبح و شام چشم امیدش بدین در است .

 

 

و این دوبیتی را هنگام زیارت بارگاه سلطان السلاطین آقا ابالحسن

علی بن موسی الرضا علیه السلام سروده :

 در طوس حریم کبریا میبینم 

 موسای کلیم باعصا میبینم

          در کفش کن حریم پور موسی        

بی پرده تجلی خدا میبینم

 

همانگونه که کتابهای بسیاری در بی اخلاقیهای ناصرالدین شاه قاجار

نوشته اند٬ پس بی انصافی ست که از اینگونه اعمال او سخنی نگوئیم.

بهتر از همیشه انسانها را به عرض ارادتشان به پیشگاه اهلبیت عصمت

 و طهارت علیهم السلام  محک کنیم.

انشالله خداوند در روز قیامت ما را به محبت مولا ببخشد و بیامرزد.

 

یاعلی مـــــــــــــدد

 
آخرین مطالب