تبلیغات
ذاکرالحسین(ع) کربلایی مهرداد امیری - فرقه وهابیت چگونه به‌وجود آمده و تفاوت آن با دیگر مذاهب اهل تسنن چیست؟
مادرم گفت به من اشک تو از شیر من است/من تو را گریه کنه شاه دو عالم کردم

مبدع پدید‌ آورندة اصلی عقاید وهابیت احمدبن عبدالحلیم معروف به ابن تیمیه است كه در سال (661 ق) در شهر

 

 

 حران یكی از شهرهای عراق متولد گردید. اگرچه چند سال قبل از او در قرن چهارم هجری «ابو محمد بر

 

 

 بهاری» یكی دیگر از علماء حنبلی زیارت قبور را منع كرده بود كه از طرف خلیفه عباسی مورد انكار قرار

 

 

 می‌گیرد و در همین قرن چهارم عبدالله بن محمد عبكری حنبلی معروف «به ابن لطه» متوفای 1378 قمری

 

 

 زیارت و شفاعت پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ را انكار نموده و سفر برای زیارت قبر آن حضرت را سفر

 

 

 معصیت دانست. ولكن ابن تیمیه این عقاید حرمت زیارت و طلب شفاعت از پیامبر اسلام و سایر اولیاء را با

 

 

 ضمیمه یك سلسله عقاید و تفكرات جدید دیگر به طور حساب شده و در كتاب‌های متعدد به صورت گسترده و بر

 

 

 محور شرك وتوحید ـ كه در حقیقت تمام اعتقادات او از دشمنی با اهل بیت پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله ـ نشأت

 

 

 گرفته است ـ تدوین نموده و برای اخلاف خودش به جا گذاشت. و در برابر آراء و نظریات ابداع شده و غریب از

 

 

 دین اسلام ابن تیمیه، علماء بزرگ اسلامی اعم از شیعه و سنی هم عصر او و بعد از آن آرام ننشسته و كتاب‌های

 

 

 زیادی را در ردّ عقایداو نوشته‌اند. ابن بطوطه،‌عبدالله بن سعد یافعی، تقی الدین سبكی،ابن حجر مكی، قاضی 

 

 

احنائی هر كدام به ترتیب كتاب‌های بنام تحفة النظار مرآت الجنان، شفاء السقام فی زیارة خیر الانام، جوهر المنظم 

 

 

فی زیارة قبر النبی مكرم و المقالة المرضیه در ردّ عقاید ابن تیمیه نوشته و همچنین ابوحیان اندلسی، كمال الدین 

 

 

زملكانی،‌ابوبكر الحصینی، ابن حجر عسقلانی، شیخ موسوی عبدالعظیم هندی، حافظ ذهبی، هر كدام به سهم خود 

 

 

عقاید و نظرات ابن تیمیه را مردود شمرده و منافات و تضاد آراء او را با اسلام به اثبات رسانده‌اند. و بالاخره علمأ 

 

 

اهل سنت به خصوص علماء شافعی مذهب و مالكی مذهب مخالفت‌شان را با ابن تیمیه از حوزه نظر به حوزه عمل

 

 

برده و چندین بار او را راهی زندان حكام وقت نموده و در سال 728 قمری در زندان می‌میرد. بعد از مرگ ابن 

 

 

تیمیه شاگرد مخلص او بنام محمد بن ابوبكر معروف به ابن قیم الجوزیه كتاب‌ها و آثار استادش را جمع‌آوری كرده 

 

 

و در ترتیب و تبویت و انتشار آن تلاش‌های پی‌گیر را متحمل شده و خود نیز كتاب‌های متعددی را برای حفظ و 

 

 

دفاع از عقاید استادش نگاشته است. بعد از ابن قیم كسی به نام‌ حامی عقاید ابن تیمیه معروف نمی‌باشد و این عقاید 

 

 

همین طور در میان كتاب‌های آنان باقی می‌مانند تا اینكه شخصی به نام محمد بن عبدالوهاب به عنوان مجدّد دین

 

 

در قرن دوازدهم هجری قمری سر از نجد عربستان درمی‌آورد. 2 . ظهور فرقه وهابیت و حكومت وهابی: محمد 

 

 

بن عبدالوهاب بن سلیمان تیهمی به قولی در سال (1111 ق) و بنابر قول دیگر در سال (1115 ق) و (1703 یا 

 

 

1704 م) در شهر عیینه از شهرهای نجد متولد گردید. او تحصیلات ابتدائی خود را از پدرش فراگرفت و در

 

 

شهرهای دیگری به تحصیلات خود ادامه داد او در همان اوایل نظرات و عقایدی را درباره دین اسلام مطرح 


می‌كرد كه مورد مخالفت و منازعه پدرش قرار می‌گرفت او بعد از اینكه پدرش در حریمله از دنیا رفت مردم را 

 

 

به سوی عقیده خودش دعوت كرد و به شهری كه می‌رفت بعد از اظهار عقایدش مورد تنفر مردم قرار گرفته و از 

 

 

شهر بیرونش می‌كردند. و حتی در شهر حریمله بعد از فوت پدرش مردم قصد كشتن او را كردند و به ناچار از 

 

 

آنجا فرار كرده و به عیینه وطن خودش نزد حاكم آن شهر بنام عثمان بن معمّر می‌رود. عثمان از اواستقبالمی‌كند 

 

 

و شیخ وهابی نیز وفاداری خود را به او نشان داده و او را به تصرّف تمام نجد امیدوار می‌گرداند. و در رابطه با 

 

 

همكاری بین طرفین با هم پیمان و معاهده می‌بندند و لكن این معاهده پایدار نمانده و با تهدید سلیمان بن محمد امیر 

 

 

احساء‌ بعد از اینكه شیخ وهابی اعمالی را با سلیقه اعتقادی خودش مرتكب می‌شود،‌عثمان از ترس اینكه توسط

 

 

امیر احساء مورد هجوم قرار نگیرد او را از عیینه اخراج می‌كند. و شیخ وهابی در سال (1160 هـ . ق) وارد

 

 

درعیه شده و با امیر درعیه محمد بن سعود جدّ آل سعود هم ‌پیمان می‌گردد. و به این ترتیب نطفه فرقه وهابیت و 

 

 

حكومت مبتنی بر عقاید آن توسط نیروی مذهبی محمد بن عبدالوهاب از یك طرف و نیروی سیاسی و نظامی 

 

 

محمد بن سعود از طرف دیگر در درعیة نجد منعقد می‌گردد. و شخص محمد بن سعود امیر درعیه با محمد بن 

 

 

عبدالوهاب برای دعوت مسلمین به سوی اسلام جدید وهابی و برای قتال و جنگ و كشتن مسلمانان در راه خدا 

 

 

بیعت می‌كند. و این حكومت با موضع‌گیری خاصی در برابر همه مسلمین به نحوی كه گویا پیامبری تازه و جدید 

 

 

در آنجا برای نجات مسلمین مبعوث گردیده است به اطراف و شهرهای مجاور دعوت نامه فرستاد و كم‌كم با 

 

 

كشتارهای بی‌رحمانة مسلمانان و با كمك‌ نیروهای خارجی بالخصوص حكومت انگلیس در سرزمین عربستان 

 

 

گسترش پیدا كرده و در نهایت تمام جزیرة العرب در تحت سیطرة حكومت آل سعود در می‌آید. كه تا امروز این 

 

 

حكومت در نسل‌ آل سعود همچنان ادامه دارد. و فرقه وهابیت و حكومت سعودی‌ها به نحوی درهم آمیخته است كه 

 

 

وهابیت اصلاً در حكومت آل سعود تبلور پیدا كرده است و جدای از آن چیزی بنام وهابیت وجود ندارد.



وهابیت و مذاهب اهل سنت: الف) مذاهب كلامی و اعتقادی: اهل سنت در نصف اول از قرن دوم به دو فرقه 

 

 

كلامی تقسیم شدند. یكی فرقه اهل حدیث كه در اعتقادات و احكام فقهی به ظواهر آیات و روایات تعبد داشتند و لذا 

 

 

برای خداوند تأمل به اعضاء و جوارح بوده و در میان آنان مشبهه و مجسمه نیز پدید آمدند. در مقابل اهل حدیث، 

 

 

فرقه معتزله وجود داشت كه تعقّل و تفكّرگرا بودند. و این دو فرقه دائماً در برابر هم قرار داشتند و باتغییرشرایط 

 

 

در دستگاه خلفأ عباسی گاهی اهل حدیث از حمایت خلفاء برخوردار می‌شد و گاهی معتزله با حمایت خلفاء تقویت 

 

 

شده و اهل حدیث تضعیف می‌گردید. و از زمان متوكل عباسی تا زمان مقتدرعباسی شرایط به نفع اهل حدیث بود 

 

 

و فرقه معتزله تحت فشار سخت قرار داشت تا اینكه ابوالحسن علی بن اسماعیل اشعری از اعتقاد اعتزالی خودش 

 

 

دست برداشته و با توبه و انابه در سلك اهل حدیث داخل می‌شود. و سپس درصدد اصلاح آن برمی‌آید و در نتیجه 

 

 

 

 

اصلاحات او فرقه جدیدی بنام فرقه اشعری پدیدار می‌شود و امروز اكثر اهل سنت از عقاید كلامی اشعری متابعت 

 

 

می‌كنند. و فرقه‌های دیگر اهل سنت چندان در بین جامعه اهل سنت حضور ندارند. اهل سنت از جهت فقهی به 

 

 

چهار مذهب تقسیم شده است. كه عبارت‌اند از مذهب حنفی كه توسط ابوحنیفه نعمان بن ثابت پایه‌گذاری شده است 

 

 

و تمام پیروان این مذهب در مسائل فقهی از فتاوی او تقلید می‌كنند. و مذهب دوم مذهب شافعی است كه مفتی و

 

 

مجتهد آن امام ابو عبدالله محمد بن ادریس شافعی است. و مذهب سوم كه با مرجعیت مالك بن انس بوجود آمده 

 

 

مذهب مالكی نام دارد. و مذهب چهارم مذهب حنبلی است كه امام و پیشوای این مذهب احمد بن حنبل می‌باشد. اما 

 

 

فرقه وهابیت ولو از جمله اهل تسنن بشمار می‌آید و لكن هم در مسائل كلامی با فرقه‌های كلامی اختلاف دارد و هم 

 

 

در مسائل فقهی با مذاهب اربعه دارای اختلافات می‌باشد. در مسائل توحید با همه اهل سنت اعم از فرقه‌های 

 

 

كلامی و فقهی در تضاد بوده بلكه آنان توسط وهابیت بخاطر اعتقادشان به شفاعت، توسل به رسول الله و زیارت 

 

 

آن حضرت تكفیر شده و جان و مال و ناموس آنها برای وهابیون حلال گردیده‌اند. قنوجی در این رابطه می‌گوید:‌در

 

 

زمان ما اتباع عبدالوهاب كه از نجد سر در آورد و بر حرمین مسلط گردیدند و خودشان را منتسب به مذهب حنبلی 

 

 

می‌كردند همه آنان اعتقاد بر این دارند كه فقط آنان مسلمان هستند و غیر آنها هر كسی می‌خواهد باشد مشرك‌اند و

 

 

با این شعار كشتار اهل سنت و علماء آنها را مباح دانستند. و هیچ كدام از مذاهب اهل سنت وهابی‌ها را در مذهب 

 

 

خودشان قبول ندارند ولو وهابیت خودشان را پیرو مذهب حنبلی می‌دانند لكن حنبلی‌ها هم آنان را نمی پذیرند بلكه 

 

 

علماء مذاهب اربعه حكم به تكفیر وهابیت صادر كرده‌اند. و حتی برادر محمد بن عبدالوهاب بنام شیخ سلیمان بن 

 

 

عبدالوهاب كه خود حنبلی مذهب بوده است كتابی بر ردّ محمد بن عبدالوهاب بنام «الصواعق الالهیه فی الرد علی 

 

 

 

الوهابیة» نوشته است. جهت اطلاعات بیشتر به منابع زیر رجوع شود: 

1 . وهابیان، تألیف علی اصغر فقیهی. 

2 . اینست همان وهابیت، تألیف محمدجواد مغنیه. 

3 . آئین وهابیت، تألیف آیت الله سبحانی. 

4 . نقش استعمار در پیدایش وهابیت، تألیف رضا فتح ‌آبادی.

 

 

 

 

 

 

آخرین مطالب