تبلیغات
ذاکرالحسین(ع) کربلایی مهرداد امیری - بی معرفتیم
مادرم گفت به من اشک تو از شیر من است/من تو را گریه کنه شاه دو عالم کردم

سلام الله علی المحبین الحسین علیه السلام

مطلبی را از باده چشیده ای که سرمست جام معرفت                     

حسینی علیه السلام است شنیدم .

که این سخنان را فقط مستان جام کربلای  او سر میدهدند و بس.

حیفم آمد آن را که حقیقتی محض است  برای شما ننویسم و بیان نکنم.

 مطلبی که بسیار جای تعمق و تفکر دارد. مطلبی که جز حقیقت نیست

 و حقیقت هم به جز این نیست و نخواهد بود.

شنیده ام رنگ زرد به معنی احتیاط است.پس بازرد می نویسم...

 

مطلب در بی معرفتی ماست.

در ظاهربینی ماست.

در اینکه چقدر بی ادبی کردیم و نامش را معرفت گذاشتیم!!!

می خواهم بازهم درد دل کنم...

خواه کسی بشنود٬ خواه نشنود...

باز هم باید بگویم : به کجا چنین شتابان؟؟!!

 

یا صاحب الزمان٬ ببخش مثل همیشه و مثل اجداد طاهرینت این

بی مرامی ما به ظاهر دوستان را... زبان لالست ولی شما بزرگوارید.

 

روحش شاد با آن شیرین زبانی که شیرین فرمود : 

کی رفته ای زدل که تمنا کنم تورا     کی بوده ای نهفته که پیدا کنم

 توراباصدهزار جلوه برون آمدی که من      باصدهزار دیده تماشا کنم تورا

 

براستی خوب کلام مولایش حسین علیه السلام را شنید که فرمود:

الهی ٬ عمیت عین لاتراک علیها رقیبا

کور شود آن چشمی که تورا نبیند...((دعای عرفه))

 

میخواهم بگویم :

بی معرفتتر ازهمانهایی که در عالم از او (آقابقیة الله)دم میزنند وجود ندارد!

بی معرفت تر!!!

تا به حال شده به یک نفر ٬که یک درجه ٬چه از نظر سن و  چه از

نظر شخصیت از ما بزرگتر باشد بگوئیم بیا ؟؟!!!!

مثلا تا به حالا شده یک جا بنشینیم و به پدر خود بگوئیم بیــــا!!!؟؟

والله نشده است. اگر هم شده از بی ادبی بوده وهمه حتی

خود ما هم میدانیم که اینکار بی ادبی محض است.

حال که ما در زندگی روزمرهء مان ادب! را برای اطرافیانمان رعایت میکنیم٬

پس چگونه است که :

نشسته ایم و صبح و شب به  مولای عظیم الشانی که 

همهء عالم ٬فرشتگان و آسمانیان و همهء هستی دست به سینه

ایستاده اند و آمادهء خدمت کردن به او هستند و فقط وجود مقدس

اوست که به همه امر می کند و مظهر تامُ اولی الامرست٬ می گوئیم : 

 آقــــا بـیـــــــا ٬ آقـــا بـیـــــــــا !!!!!

 

بیا تا تورا ببینیم!!!

اللــــــــــــــــــــه اکبـــــــــــــــــــر از این همه بی معرفتی...

یک نفر محض رضای خدا بگوید :

چرا او بیاید؟؟؟!!!

چرا ما نمیرویم؟؟؟!!!

آیا تا به حال شده است که ما یک قدم به طرف حضرتش برویم؟؟؟!!!

آیا تا به حال شده است که یک بار فقط یکبار در تمام عمر ما برویم

تا رخسار وجه اللهی  او را ببینیم!!!؟؟؟

دلمان خوش است جمکران میرویم!!!

همین کافی ست!!!؟؟؟ خب چقدر رفتیم و چند بار اورا دیدیم؟؟؟!!!

 

به خدا با کمی توسل میبینیم که :

او در وجود خود ماست. ما باید ازخودمان راه بیفتیم و از خودمان

هجرت کنیم تا اورا ببینیم.باید از خودمان بیرون بیائیم تا اورا ببینیم.

 

براستی که به ساحت کبریائی و قدسی مولی العالمین٬بقیة الله الاعظم

(ارواحنا لتراب مقدم سائلینه فداء)خیلی بی ادبی و جسارت کردیم.

بی ادبی کردیم آن زمان که اورا طلب کردیم و سر جایمان نشستیم

و به آن بزرگی که از او بزرگتر در عالم هستی موجودی نیست گفتیم:

بیـــــــــــــا بیــــــــــــــا !!!!

آیا این ادب است؟؟؟آیا این ادب امام شناسی ست؟؟؟

 

ایهاالناس :

این ما هستیم که باید راه بیفتیم تا او بیاید.

می گویند : پس چرا دعاها مستجاب نمی شود؟!

خب وقتی که ما به او میگوئیم بیا ٬ آنوقت میخواهید خدا این دعا

را گوش کند و آن را مستجاب هم بکند؟؟؟!!

خدا کند بتوانیم یک قدم٬ فقط یک قدم به طرف او برویم تا ببینیم او

چگونه به طرف ما می آید و برای ما تجلی میکند...

حالا شاید بپرسیم : چگونه می شود به طرف او رفت؟؟؟

جواب راحت است: باید همهء این راههائی که خودمان رفتیم را برگردیم

تا معلوم شود راه چیست... 

ما که مدعی هستیم همهء راهها را بلدیم!!! ما که همهء کارها را کرده ایم!

از که میخواهیم بپرسیم وقتی که خودمان فکر میکنیم میتوانیم به جائی

برسیم؟؟؟!!!

چه کسی بجز امام معصوم علیه السلام می تواند ما را در شاهراه 

هدایت قرار دهد؟؟؟

 

 این روایت را ببینید:

یکی از شاگردان برجستهء امام صادق علیه السلام خدمت ایشان رسید

وعرض کرد : آقاجان ٬ آن مهدی موعود که فرمودید کی خواهد آمد؟؟؟

حضرت فرمودند : چرا سوال میکنی؟؟

عرضه داشت : آقاجان٬ سینه هایمان تنگ شده٬ دشمنانمان زیاد شده٬

سرزنشمان میکنند. ببینید مردم با ما چه میکنند.

فساد و تنگدستی و بی عدالتی در میان مردم رواج پیدا کرده٬

پس کی آن موعود می آید تا ما و دنیا را از ظلم و ستم برهاند؟؟؟

حضرت فرمودند : برخیز و برو که تو به فکر خودت و دنیایت هستی و

میخواهی اوضاعت بهتر شود که برای فرج او دعا میکنی و

او را میخوانی و میخواهی ٬ تو کاری به ما نداری....((القطره))

 

ما کجائیم؟؟؟

برای چه او را میخواهیم و میخوانیم؟؟

برای چه به روضه های جد غریبش مشرف میشویم؟؟؟

او با تمام وجود مقدسش ما را دوست داشته و به خیمه ها کشانده٬

آنوقت ما یا برای مریضمان یا حوائج دنیائیمان یا خانه و.... او را صدا زدیم.

چرا به جائی نمیرسم؟؟ اگر علتی جز این دارد بگوئید....

 

حرف آخر:

وای بر ما که او را میخواهیم تا زمانی که حوائجمان برطرف شود...

وای بر ما که او را می خواهیم تا شب اول قبر و برزخ و قیامت

مارا از دشواریها برهاند...

اگر که به دوست ٬ چشمت بر احسان اوست

تو در بندی خویشی ٬ نه در بند دوستت

 

ولی خوشا به حال آنان که حاجت دنیا و آخرتشان رضایت او باشد.

خوشا بحال آنها که طلب آمدنش را میکنند فقط برای اینکه  شاهد

انتقام گرفتن ایشان از قاتلین مادر مظلومه اش باشند.

 مولای لاهوت و ملکوت و ناسوت ٬امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود:

 من صراط المستقیم هستم...

به سوی محمد و آل محمد صلوت الله علیهم اجمعین حرکت کنیم

که راه و راه بلد و مقصد اینانند و بس.

و سعادت جز این نیست

 

          

                یاعلــــــــــی ادرکنــــــــــــــــــــــا

آخرین مطالب