تبلیغات
ذاکرالحسین(ع) کربلایی مهرداد امیری
مادرم گفت به من اشک تو از شیر من است/من تو را گریه کنه شاه دو عالم کردم
تاریخ : چهارشنبه 27 آبان 1394
نویسنده : مهندس محمد قربانی
تاریخ : شنبه 26 مهر 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی

نیمه ای می گذرد از شب و سرگردانم
چشمم احیا دارد
خانه ای نیست پناهم دهد و حیرانم
کوفه غم ها دارد
شرمگینم که تو را خوانده ام این جا برسی
وای از آن روز که با دختر زهرا برسی
تک و تنها برسی
چه تماشا دارد
نخل این شهر همه نیزه خونریز شده
وقت پاییز شده
حرمله گفته که تیرش چقدر تیز شده
سرِ دعوا دارد
وای از آن روز که از بام سرت می سوزد
جگرت می سوزد
بر سر نیزه کنارت پسرت می سوزد
جگرت می سوزد
تا که خاکی نشده معجر زینب برگرد
تا نخورده است به قاسم سم مرکب برگرد
تا تن اکبرت از زخم ز هم وا نشده
نیزه ها جا نشده
پشت خیمه بدن طفل تو پیدا نشده
تا که مشک و علم و خود و علمداری هست
آبروداری هست
بعد عباس، غم و کوچه و بازاری هست
جان زهرا برگرد
جان مولا برگرد
.
.
.

 

بیت العباس





تاریخ : دوشنبه 21 مهر 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی

در عشق اقتدا به اویس قرن كنیم
این دیده را ز اشك، عقیق یمن كنیم
امسال هم تمام پس انداز گریه را
قسمت شده كه خرج سیاهی زدن كنیم
"حی علی العزای" خدا می رسد به گوش
باید لباس مشكی خود را به تن كنیم
یعقوب خون جگر شده ی چشم من بیا
گریه برای غارت یك پیرهن كنیم
هنگام غسل دادن من، روضه خوان بگو
هرگز نخواسته بدنش را كفن كنیم
او نوكر است، نوكر ارباب بی كفن
خوب است بوریا كفن این بدن كنیم
.
.
.

بیت العباس





تاریخ : پنجشنبه 27 شهریور 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی

به نام نامی سر، بسمه‌ تعالی سر
بلندمرتبه پیکر، بلند بالا سر
فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد
که بنده‌ی تو نخواهد گذاشت، هر جا سر
قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق
که پر شده است جهان، از حسین سر تا سر
نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن
به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر
هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم
مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر . . .
همان سری که “یحب الجمال” محوش بود
جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر
زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان
حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر
سپس به معرکه عابس، ” أجنّنی”گویان
درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر
چنان که یک تن دیگر به آرزوش رسید
به روی چادر زهرا گذاشت سقا، سر
پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد
پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر
میان خاک، کلام خدا مقطعه شد
میان خاک؛ الف، لام، میم، طا، ها، سر
حروف اطهر قرآن و نعل تازه‌ی اسب
چه خوب شد که نبوده است بر بدن‌ها سر
صدای آیه کهف الرقیم می‌آید
بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر
بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام
که آفتاب درآورد از کلیسا سر . . .
عقیله، غصه و درد و گلایه را به که گفت؟
به چوب، چوبه محمل، نه با زبان، با سر
دلم هوای حرم کرده است می‌دانی
دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر
.
.
.

بیت العباس





تاریخ : چهارشنبه 19 شهریور 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی

برای کربلا یک مرز بیشتر نیست، از خود که گذشتی، به کربلا
رسیده ای...
آن روز که از خود گذشتی، عازم کربلایی، و آن روز که به خود
رسیدی، زائر کربلا...
هر که از خود گریخت به کربلا رسید، و هر که از کربلا گریخت
به خود نرسید...
.
.
.

بیت العباس




تاریخ : یکشنبه 16 شهریور 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی

یک بلیط
باز یک حال عجیب
پر شده از رنگ حرم
رنگ یک اذن ورود
رنگ یک گنبد زرد
هر حیاطی یک حوض
پر ز آب کوثر
و وضو بر لب حوض
باز هم اذن ورود
یک قدم تا مقصود
در همین حین میان رویا
ناگهان بغض مرا می گیرد
گویی انگار مشرف شده ام
به خودم می آیم . . .
چند روزی به سفر هست هنوز
این شلوغی عجیب صحن سقاخانه ات
بد هوای گم شدن دارد به قلبم میزند
.
.




تاریخ : یکشنبه 16 شهریور 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی

چون دلش می خواست راه گفتگویش وا شود
زائرت از عمد پای پنجره بیمار شد
پیش تو فرقی ندارد حال دارا با فقیر
هرکسی بار دعا آورد بارش بار شد
.
.
.

بیت العباس




تاریخ : دوشنبه 10 شهریور 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی
تاریخ : شنبه 8 شهریور 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی

واحد، زمینه، روضه و منبر به جای خود
باید تمام مجلستان را به شور کرد
دیدم میان هروله از من جوان تر است
"پیری" که خاطرات حرم را مرور کرد
.
.
.

بیت العباس




تاریخ : شنبه 8 شهریور 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی

زائر کرب و بلا گفت خداحافظ و من
به تلافی وسط روضه خودم را کشتم
جرم من خاطره های سفر کرببلاست
هست بر روی ضریحت اثر انگشتم
.
.
.

بیت العباس




تاریخ : جمعه 7 شهریور 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی
تاریخ : چهارشنبه 29 مرداد 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی
تاریخ : دوشنبه 20 مرداد 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی

به نام خاک دیار خدا ، به نام نجف
به نام حضرت سلطان دین امام نجف
دلیل خلقت عالم ، دلیل خلق زمین
به احترام علی بود و احترام نجف
گمان کنم که خدا از ازل به دست خودش
نوشته واژه ی "الله" را به بام نجف
علی علیه السلام است کعبه ی سیار
که واجب است کنی سجده در تمام نجف
به روی کافر و مومن در حرم باز است
که رد هیچ کسی نیست در مرام نجف
.
.
.




تاریخ : دوشنبه 20 مرداد 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی

اهلِ روضه بسم الله ...

زینب هلال و ماه هلال و سپه هلال
راوی هلال و هول بریدن گرفته بود
نیزه حلال و تیغ حلال و سنان حلال
ذبحِ حلال حال تپیدن گرفته بود
مَحکم مباح و حُکم مباح و حَکَم مباح
خون مباح سرخ و... جهیدن گرفته بود
اسب حسین جای شتر نحر شد به نهر
تصمیم «اَلظلیمه کشیدن» گرفته بود...
ضجه حرام و اشک حرام و بکا حرام
بوسه حرام و قلب دریدن گرفته بود
.
.
.





تاریخ : چهارشنبه 4 تیر 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی

لطف ارباب به خون و رگ نوکر جاری
بنویسید ز این خسته به هر دیواری
روضه ها و غم ارباب فقط یک لطف است
محور اصلی هر روضه گدا سالاری
.
.
.





تاریخ : پنجشنبه 29 خرداد 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی

ما را ز خاندان کرم آفریده‌اند
یک موج و یک تلاطم یم آفریده‌اند
ما را فدائیان پسرهای فاطمه
ما را شهید میر و علم آفریده‌اند
ما را به اعتبار عنایات فاطمه
گریه کنان حضرت غم آفریده‌اند
بهر بریدن سر اولاد عمروعاص
ما را مدافعان حرم آفریده‌اند
هر یک نفر حریف دو صد لشکر یزید
زین رو ز شیعه عده کم آفریده‌اند
.
.
.

 





 

 


آخرین مطالب