تبلیغات
ذاکرالحسین(ع) کربلایی مهرداد امیری
مادرم گفت به من اشک تو از شیر من است/من تو را گریه کنه شاه دو عالم کردم
تاریخ : چهارشنبه 27 آبان 1394
نویسنده : مهندس محمد قربانی
تاریخ : چهارشنبه 17 اردیبهشت 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی
تاریخ : دوشنبه 8 اردیبهشت 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی
نظر )
آقا از اینکه این همه تنها شدی ببخش
از اینکه خرج مردم دنیا شدی ببخش

مظلومی مقام تو تقصیر دشمن است
اما غریب بین احبّا شدی ببخش...

تا قبل از این برای تو کاری نکرده ایم
مظلوم بی وفا شدن ما شدی...! ببخش

تقصیر ماست حُرمتتان را شکسته اند
زخمی بی تفاوتی ما شدی ببخش
بیت العباس



تاریخ : چهارشنبه 27 فروردین 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی
من گرد راه حضرت زهرا نمی شوم
هرگز به جای ام ابیها نمی شوم
او دختر پیمبر و همتای حیدر است
من جز کنیز دختر زهرا نمی شوم
بی پهلوی شکسته نگردم امین وحی
سیلی نخورده سرور زنها نمی شوم
آقا بیا و نام مرا فاطمه مخوان
با اسم گل شبیه مسمّا نمی شوم
عباس من غلام عزیزان فاطمه ست
بی دست او که حامی طاها نمی شوم
این دستها به درد علم می خورد حسین
هرچند یار بازوی زهرا نمی شوم
این با ادب ترین پسرم نذر کوثر است
من بی شهید علقمه معنا نمی شوم
دیگر مرا خطاب به ام البنین نکن
بعد از حسین مادر سقا نمی شوم




تاریخ : چهارشنبه 27 فروردین 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی
ثانیه های آخر 
با خود می گفت تو کجا و حسین...
اصلا مگر میشود؟ 
شاهی بیاید سر غلام سیاهش را به بالین بگیرد...
ولی دوست داشت، آخرین تصویرش از این دنیا صورت ارباب باشد!
در همین فکر ها...
ناگهان خود را در آغوش شاه ِ مهربان "ح س ی ن" دید...
"صورت به صورت "
مثل علی اکبرش!
.
.
.



تاریخ : چهارشنبه 27 فروردین 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی
 خوب است كه مادر دلِ نَر داشته باشد
دور و بَرِ خود چند پسر داشته باشد
خوب است كه مادر نرود جز به ره عشق
چون فاطمه احساس خطر داشته باشد
خوب است برای مددِ زادة حیدر
از نسل علی سایة سر داشته باشد
می گفت به فرزندِ یَلَش مادر عباس:
بایست علمدار جگر داشته باشد
خوب است كه در لشگرِ خود زادة زهرا
بالای سرِ خیمه قمر داشته باشد
وقتی خطری مایة تهدید امام است
اینجاست كه بایست سِپر داشته باشد
روزی كه امان نامة كفّار بیاید
دل باید از این فتنه خبر داشته باشد
حیف است كه خون با عَرَقِ شرم نریزی
تا اهلِ حرم دیدة تر داشته باشد
با فاطمه گویم كه منم دل نگرانت
جانِ پسرانم بفدای پسرانت



تاریخ : سه شنبه 27 اسفند 1392
نویسنده : مهندس محمد قربانی

 

 

زین پس بجای واژه ی کرببلا بگو بهشت

حق طبیعیمه بیام خوب و بد و زیبا و زشت

مینویسم روضه ولی میخونمش عرش برین

زین پس بجای واژه عشق بگو یل ام البنین(س)

 




تاریخ : شنبه 24 اسفند 1392
نویسنده : مهندس محمد قربانی
تاریخ : جمعه 16 اسفند 1392
نویسنده : مهندس محمد قربانی
تاریخ : یکشنبه 11 اسفند 1392
نویسنده : مهندس محمد قربانی
تاریخ : یکشنبه 11 اسفند 1392
نویسنده : مهندس محمد قربانی
آدم باید غم‌هایش را بردارد
برود یک گوشه‌ای بمیرد

یک گوشه از عالم . . .
که شش گوشه دارد !
                                                                                        بیت العباس



تاریخ : یکشنبه 11 اسفند 1392
نویسنده : مهندس محمد قربانی
شب تاریک کنار تو به سر می آید
نام زهرا به تو بانو چقدر می آید
آبرو یافته هر کس به تو نزدیک شده
خار هم پیش شما گل به نظر می آید
و نبوت به دو تا معجزه آوردن نیست
از کنیزان تو هم معجزه بر می آید!
به کسی دم نزد اما پدرت می دانست
 وحی از گوشه چشمان تو در می آید
پای یک خط  زِ تعالیم تو بانو والله
عمر صد مرجع تقلید به سر می آید
مانده ام تو اگر از عرش بیایی پایین
چه بلایی به سر اهل هنر می آید
بیت العباس




تاریخ : جمعه 9 اسفند 1392
نویسنده : مهندس محمد قربانی

آن دوست که دیدنش بیاراید چشم
بی دیدنش از دیده نیاساید چشم

ما را ز برای دیدنش باید چشم
ور دوست نبینی به چکار آرید چشم

 

 

آن دوست که دیدنش بیاراید چشم
بی دیدنش از دیده نیاساید چشم

ما را ز برای دیدنش باید چشم
ور دوست نبینی به چکار آرید چشم




تاریخ : جمعه 9 اسفند 1392
نویسنده : مهندس محمد قربانی

(السلام علیک یا فاطمة الزهرا علیه السلام
هر کی صورتم را دیده میگه چون زهرا شده
صورت مادر تو اخه مگه چطور شده

 

 

(السلام علیک یا فاطمة الزهرا علیه السلام 
هر کی صورتم را دیده میگه چون زهرا شده  
صورت مادر تو اخه مگه چطور شده




تاریخ : جمعه 9 اسفند 1392
نویسنده : مهندس محمد قربانی

یه نگاه به من بکن درد من دوا بشه
اگه تو بخوای آقا قسمتم کربــــلا میشه

 

یه نگاه به من بکن درد من دوا بشه
اگه تو بخوای آقا قسمتم کربــــلا میشه




تاریخ : جمعه 9 اسفند 1392
نویسنده : مهندس محمد قربانی

مرشدی گفت به من گر طلب جام کنی
پای دل را به حریمش تـو کمی رام کنی

آرزویت شود ار دوست کنـــــد یک نظری
با خبــــر بــــاش که باید گذر از نام کنی...
 
 
مرشدی گفت به من گر طلب جام کنی
پای دل را به حریمش تـو کمی رام کنی

آرزویت شود ار دوست کنـــــد یک نظری 
با خبــــر بــــاش که باید گذر از نام کنی

پـ نـ 1: قسمتی از یه غزل
پـ نـ 2: دوستان اصرار دارن اسم بزارم زیر شعرهام :|
پـ نـ 3: همه شعرام حذف شد ایشالله شروعی دوباره داشته باشم...



 

 


آخرین مطالب