تبلیغات
ذاکرالحسین(ع) کربلایی مهرداد امیری
مادرم گفت به من اشک تو از شیر من است/من تو را گریه کنه شاه دو عالم کردم
تاریخ : چهارشنبه 27 آبان 1394
نویسنده : مهندس محمد قربانی
تاریخ : شنبه 27 مهر 1392
نویسنده : مهندس محمد قربانی

 

 

 برای مشاهده روی عکس کلیک کنید

مجال پر زدن آسمانمان دادند


 کربلایی مهرداد امیری

 

 

 




لینک های مرتبط: میلاد امام حسین<ع>92-کربلایی مهرداد امیری ,
تاریخ : جمعه 26 مهر 1392
نویسنده : مهندس محمد قربانی

سعد ابن عبدالله قمی در خدمت امام حسن عسکری علیه السلام بود که فردی از تاویل کهیعص سوال کرد. امام فرمودند که از فرزندم مهدی پاسخ را دریافت کنید.

آنگاه امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمودند:

این حروف از اخبار غیبی است که خداوند زکریا را از آن مطلع کرده و بعد از آن داستان آن را به حضرت محمد صلی الله علیه و آله باز گفته است.داستان از این قرار است که زکریا از پروردگارش درخواست کرد که «اسماء خمسه طیبه » را به وی بیاموزد. خداوند، جبرئیل را بر او فرو فرستاد و آن اسماء را به او تعلیم داد.

زکریا چون نام های محمد، علی، فاطمه، و حسن علیهم السلام را یاد می کرد، اندوهش بر طرف می شد و گرفتاریش از بین می رفت. و چون نام حسین علیه السلام را یاد می کرد، بغض و غصه، گلویش را می گرفت و می گریست و مبهوت می شد.

روزی گفت: بارالها! چرا وقتی آن چهار نفر را یاد می کنم، آرامش می یابم و اندوهم بر طرف می شود; اما وقتی حسین را یاد می کنم، اشکم جاری می شود و ناله ام بلند می شود؟

خدای تعالی او را از این داستان آگاه کرد و فرمود: کهـیـعـص 

«کاف » اسم کربلا و «هاء» رمز هلاک عترت طاهره است، و «یاء» نام یزید ظالم بر حسین علیه السلام و «عین» اشاره به عطش و «صاد» نشان صبر او است.

بیت العباس



تاریخ : چهارشنبه 24 مهر 1392
نویسنده : مهندس محمد قربانی

  قُـلْ هو الله احد ..... بعد الله الصَّمــد  

  قُـلْ امیری یا حسـین ..... قُـلْ ابوفاضــــل مدد   





تاریخ : دوشنبه 22 مهر 1392
نویسنده : مهندس محمد قربانی
از حالِ زار نـامه بَــرَت حرف می زنند
از این سفیر دربه درت حرف می زنند


در مسجدی که عطر علی می وزد از آن
  از بی نمازی پدرت حرف می زنند 


نیزه فروش هایِ نظر تنگ ِ چشم شور
   از قـد و قـامـت پســرت حرف می زنند


کار از بهای گندم ری هم گذشته است
 از قیمــتِ سـر قـمــــرت حرف می زنند


دیــدم کنـیـزهای دم بخت ِ بی جحاز 
از دختران در سفـــرت حرف می زنند


دیدم که درمحله ی خورجین فروش ها
خولی و شمر پشت سرت حرف می زنند




تاریخ : جمعه 19 مهر 1392
نویسنده : مهندس محمد قربانی

هو الله العلی الا علی

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام و الصلاة علی یعسوب الدین ،اسدالله غالب ،غالب کل غالب ،ولی المومنین، امیر المومنین 

مولانا و مقتدانا و هادینا بالحق علی بن ابیطالب علیه الصّلاة‌ و السّلام.


 و شهادت می‌دهم که تو خود عشقی‌ ... 

همه عشق !

پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم : « خیر اخوتی علیٌّ و ذكر علیٍّ عبادهٌ »

یا علی ، یا علی ، یا علی ...




تاریخ : چهارشنبه 17 مهر 1392
نویسنده : مهندس محمد قربانی
تاریخ : یکشنبه 14 مهر 1392
نویسنده : مهندس محمد قربانی
لخته لخته وسط حجره جگر می ریزد

آب ، ناکام تر از خشکی لب های کبود

چندمین بار پیاپی پس در می ریزد

نسل زهراست که اینگونه زمین می افتد

مادری از جگرش وای پسر می ریزد

زن بی رحم از این ناله بدش می آید

چقدر دور و برش هلهله گر می ریزد

خوب شد بام غریبش کبوتر دارد

خوب شد ورنه چه کس خاک به سر می ریزد؟

حرف بی آبی و جان کندنی آمد به میان

یاد گودال ز هر دیده ی تر می ریزد

یک نفر کاش به آن لشکر نیزه می گفت

یک گلو مانده، سرش چند نفر می ریزد

بیت العباس



تاریخ : چهارشنبه 10 مهر 1392
نویسنده : مهندس محمد قربانی

ما سینه زنان رسم جنون باب نمودیم

جان و سر خود هدیه به ارباب نمودیم

از عمق درون ناله و فریاد نمودیم

با سینه زدن زلزله ایجاد نمودیم

در حزب على اکبر و در خط حسینیم

دیوانه زنجیرى بین الحرمینیم

دارد همه هستى ما بوى گل یاس

شد رهبر ما عشق خدا حضرت عباس




تاریخ : یکشنبه 7 مهر 1392
نویسنده : مهندس محمد قربانی
تاریخ : شنبه 6 مهر 1392
نویسنده : مهندس محمد قربانی
تاریخ : جمعه 5 مهر 1392
نویسنده : مهندس محمد قربانی
تاریخ : شنبه 30 شهریور 1392
نویسنده : مهندس محمد قربانی
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم

اِلهی عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ

خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشکار شد و پرده از کارها برداشته شد و امید قطع شد

وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ

و زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیری شد و تویی یاور و شکوه بسوی تو است

الْمُشْتَکی وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّهِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی

و اعتماد و تکیه ما چه در سختی و چه در آسانی بر تو است خدایا درود فرست بر

مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِی الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ

محمد و آل محمد آن زمامدارانی که پیرویشان را بر ما واجب کردی و بدین سبب مقام

وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ

و منزلتشان را به ما شناساندی به حق ایشان به ما گشایشی ده فوری و نزدیک مانند

الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی

چشم بر هم زدن یا نزدیکتر ای محمد ای علی ای علی ای محمد مرا کفایت کنید

فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ

که شمایید کفایت کننده ام و مرا یاری کنید که شمایید یاور من ای سرور ما ای صاحب

الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَهَ

الزمان فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت

السّاعَهَ السّاعَهَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ

همین ساعت هم اکنون زود زود زود ای خدا ای مهربانترین مهربانان به حق

مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ

محمد و آل پاکیزه اش

                                                                                      بیت العباس



تاریخ : پنجشنبه 28 شهریور 1392
نویسنده : مهندس محمد قربانی
تاریخ : شنبه 23 شهریور 1392
نویسنده : مهندس محمد قربانی
تاریخ : شنبه 23 شهریور 1392
نویسنده : مهندس محمد قربانی
جشن


موضوعات مرتبط: گالری تصاویر ,
 

 


آخرین مطالب