تبلیغات
ذاکرالحسین(ع) کربلایی مهرداد امیری - ألتمس بذالک کمال المنزلة عند الله عزّ و جلّ و ثبات القدم فی الهجرة إلیک
مادرم گفت به من اشک تو از شیر من است/من تو را گریه کنه شاه دو عالم کردم
تاریخ : چهارشنبه 27 فروردین 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی
ثانیه های آخر 
با خود می گفت تو کجا و حسین...
اصلا مگر میشود؟ 
شاهی بیاید سر غلام سیاهش را به بالین بگیرد...
ولی دوست داشت، آخرین تصویرش از این دنیا صورت ارباب باشد!
در همین فکر ها...
ناگهان خود را در آغوش شاه ِ مهربان "ح س ی ن" دید...
"صورت به صورت "
مثل علی اکبرش!
.
.
.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
آخرین مطالب