تبلیغات
ذاکرالحسین(ع) کربلایی مهرداد امیری - مطالب شهریور 1393
مادرم گفت به من اشک تو از شیر من است/من تو را گریه کنه شاه دو عالم کردم
تاریخ : پنجشنبه 27 شهریور 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی

به نام نامی سر، بسمه‌ تعالی سر
بلندمرتبه پیکر، بلند بالا سر
فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد
که بنده‌ی تو نخواهد گذاشت، هر جا سر
قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق
که پر شده است جهان، از حسین سر تا سر
نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن
به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر
هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم
مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر . . .
همان سری که “یحب الجمال” محوش بود
جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر
زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان
حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر
سپس به معرکه عابس، ” أجنّنی”گویان
درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر
چنان که یک تن دیگر به آرزوش رسید
به روی چادر زهرا گذاشت سقا، سر
پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد
پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر
میان خاک، کلام خدا مقطعه شد
میان خاک؛ الف، لام، میم، طا، ها، سر
حروف اطهر قرآن و نعل تازه‌ی اسب
چه خوب شد که نبوده است بر بدن‌ها سر
صدای آیه کهف الرقیم می‌آید
بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر
بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام
که آفتاب درآورد از کلیسا سر . . .
عقیله، غصه و درد و گلایه را به که گفت؟
به چوب، چوبه محمل، نه با زبان، با سر
دلم هوای حرم کرده است می‌دانی
دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر
.
.
.

بیت العباس





تاریخ : چهارشنبه 19 شهریور 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی

برای کربلا یک مرز بیشتر نیست، از خود که گذشتی، به کربلا
رسیده ای...
آن روز که از خود گذشتی، عازم کربلایی، و آن روز که به خود
رسیدی، زائر کربلا...
هر که از خود گریخت به کربلا رسید، و هر که از کربلا گریخت
به خود نرسید...
.
.
.

بیت العباس




تاریخ : یکشنبه 16 شهریور 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی

یک بلیط
باز یک حال عجیب
پر شده از رنگ حرم
رنگ یک اذن ورود
رنگ یک گنبد زرد
هر حیاطی یک حوض
پر ز آب کوثر
و وضو بر لب حوض
باز هم اذن ورود
یک قدم تا مقصود
در همین حین میان رویا
ناگهان بغض مرا می گیرد
گویی انگار مشرف شده ام
به خودم می آیم . . .
چند روزی به سفر هست هنوز
این شلوغی عجیب صحن سقاخانه ات
بد هوای گم شدن دارد به قلبم میزند
.
.




تاریخ : یکشنبه 16 شهریور 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی

چون دلش می خواست راه گفتگویش وا شود
زائرت از عمد پای پنجره بیمار شد
پیش تو فرقی ندارد حال دارا با فقیر
هرکسی بار دعا آورد بارش بار شد
.
.
.

بیت العباس




تاریخ : دوشنبه 10 شهریور 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی
تاریخ : شنبه 8 شهریور 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی

واحد، زمینه، روضه و منبر به جای خود
باید تمام مجلستان را به شور کرد
دیدم میان هروله از من جوان تر است
"پیری" که خاطرات حرم را مرور کرد
.
.
.

بیت العباس




تاریخ : شنبه 8 شهریور 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی

زائر کرب و بلا گفت خداحافظ و من
به تلافی وسط روضه خودم را کشتم
جرم من خاطره های سفر کرببلاست
هست بر روی ضریحت اثر انگشتم
.
.
.

بیت العباس




تاریخ : جمعه 7 شهریور 1393
نویسنده : مهندس محمد قربانی
آخرین مطالب